معنی مسيطه
4 بازدید
[ مَ طَ ] (ع ص، اِ) آب تيرهٔ بویناک که در تک حوض بماند. مسيط. (منتهی الارب) (آنندراج). باقی آب تيره در حوض. (مهذب الاسماء). || سيل اندک. مسيط. (منتهی الارب). || چاه شيرين که در آن آب تباه درآيد و متغير گرداند. (منتهی الارب) (آنندراج). || آب که ميان چاه و حوض روان باشد. || رودبار که در وی آب اندک روان باشد. (منتهی الارب).[ مُ سَیْ یِ طَ ] (ع اِ مصغر) توجبهای که اندکتر از مسيط باشد. (ناظم الاطباء). مصغر مَسيط. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). سيل اندکتر از مسيط. (منتهی الارب). و رجوع به مسيط شود.
کلمات همقافیه با «مسيطه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طه» برای سرودن شعر