معنی مسيره
5 بازدید
[ مَ رَ ] (ع مص) سير. مسير. سيروره. تسيار. رفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و رجوع به مسير و سير شود.[ مَ رَ ] (ع اِ) تأنيث مسير. مدت سير: بينهما مسيره يوم؛ أی مسافه سير يوم؛ يعنی ميان آن دو به اندازهٔ سير کردن روزی است. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). راه: مسيره يوم و ليله؛ رفتن يک شباروزه. (دهار). در حديث است: نصرت بالرعب مسيره شهر. (اقرب الموارد).[ مُ سَیْ یَ رَ ] (ع ص) تأنيث مسير. {P(1) -اين کلمه فقط در فرهنگ شعوری آمده ودر فرهنگهای ديگر ديده نشد. P}&{$20913$}عقاب مسيره؛ عقاب مخطط. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مسيره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر