معنی مسياح
5 بازدید
[ مِ ] (ع ص) رونده برای برپا داشتن شر و فتنه در زمين. (از اقرب الموارد). آن که ميان مردمان تباه کند به سخنچينی و فتنهٔ رونده. (مهذب الاسماء). ج، مساييح. (از منتهی الارب)۱.
کلمات همقافیه با «مسياح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر