معنی مسنن
6 بازدید
[ مُ سَنْ نِ ] (ع ص) تيزکننده و روشن و تابانکنندهٔ کارزار و مانند آن. || آراستهکننده و نيکوکنندهٔ سخن را. || راستکننده نيزه را بسوی کسی. (از منتهی الارب). || دندانپزشک. دندانساز. || سنتگذار. (يادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مسنن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نن» برای سرودن شعر