معنی مسنم
5 بازدید
[ مُ سَنْ نَ ] (ع ص) شتر گذاشتهشده که سوار نشوند آن را. || هر چيز خرپشتهکرده، مانند قبر و جز آن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خرپشتهای. (يادداشت مرحوم دهخدا): قبر مسنم؛ گور بلند با خرپشته. (دهار). گوری بلند. (مهذب الاسماء). بيت مسنم؛ خانهٔ خرپشته. (مهذب الاسماء) (دهار).
کلمات همقافیه با «مسنم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نم» برای سرودن شعر