معنی مسموع

معنی مسموع

4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) شنيده‌شده. (از منتهی‌ الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). شنوده. (آنندراج). شنيده. (يادداشت مرحوم‌ دهخدا): به گوشم قوت مسموع و سامع‌ بسازد نغمهٔ بربط شنيدن. (منسوب به ناصرخسرو). - از قرار مسموع (به قرار مسموع)؛ بطوريکه شنيده شده. || قابل استماع. سزاوار شنيدن و گوش‌ دادن و برآوردن. (ناظم الاطباء). قابل قبول و پذيرفتن‌: آنگاه انابت مفيد نباشد نه راه‌ بازگشتنی مهيا و نه عذر تقصيرات خواستن‌ مسموع. (کليله و دمنه). - مسموع‌القول؛ مسموع‌الکلمه. که قولش‌ قابل قبول و پذيرفتن است. - || که گفتارش مطاع است. - مسموع‌الکلمه؛ مسموع‌القول. و رجوع به‌ ترکيب مسموع‌القول شود.

کلمات هم‌قافیه با «مسموع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید