معنی مسمقار

معنی مسمقار

6 بازدید
[ مَ سِ / مَ مَ ]۱ (اِ) به لغت اهل اندلس‌ دوائی است که آن را زراوند طويل گويند و آن‌ را مسمقران و مسمقوره نيز گويند. (برهان) (آنندراج). زراوند طويل. (ناظم الاطباء) (دزی ج 2 ص 593) (تحفهٔ حکيم مؤمن). گياهی است بالارونده از تيرهٔ زراوندها۲ و از تيره‌های نزديک به اسفناجيان‌۳ و از ردهٔ دولپه‌ايهای بی‌گلبرگ گلش فقط دارای يک‌ کاسبرگ لوله‌ای است و از ريشه‌اش که دارای‌ خواص داروئی زيادی است در طب استفاده‌ ميکنند. (از دائره المعارف کيه). چيقک. (گل‌گلاب). ارسطولوخيا. فاصل‌النفسا. ابارشتم. ابورستم. شجرهٔ رستم. زراوندنر. مسهقوره. مستمقوره. بور و آلماسی. مسمقران. (فرهنگ گياهی بهرامی). مدحرج. ابن‌رستم. (ابن‌البيطار). قلبجوله. زائره. شجرهالخطا طيف. (اسماء عقار 133). و رجوع به زراوند و مسمقران و مسمقوره شود.

کلمات هم‌قافیه با «مسمقار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید