معنی مسمس کردن
5 بازدید
[ مِ مِ کَ دَ ] (مص مرکب) (اصطلاح عاميانه) با نهايت کاهلی کاری را انجام دادن. به کندی و بطء کاری را ورزيدن. تلتل کردن. اين دست آن دست کردن.
کلمات همقافیه با «مسمس کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر