معنی مسلوخه
3 بازدید
[ مَ خَ ] (ع ص) مؤنث مسلوخ. گوسپند پوستکشيده. (دهار). رجوع به مسلوخ شود.
کلمات همقافیه با «مسلوخه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خه» برای سرودن شعر