معنی مسلوب

معنی مسلوب

5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) ربوده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ربوده‌شده. (آنندراج) (ناظم‌ الاطباء) (غياث). بربوده. سلب‌شده. (ناظم‌ الاطباء). مقلوع. منترع. مأخوذ. منسلب. مختلس. - مسلوب‌الأهليه؛ که اهليت برای او نشناسند. - مسلوب‌القرار؛ بی‌آرام. - مسلوب‌المنفعه؛ آنچه که از آن بهره‌ای‌ عايد {P(1) -ن‌ل: مفلسی. P}&{$20893$}نشود، چنانکه زمين يا ملک‌ مسلوب‌المنفعه. - مسلوب کردن؛ ربودن. سلب کردن. - مسلوب‌کرده؛ سلب‌کرده. || ربوده‌عقل. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «مسلوب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید