معنی مسله
8 بازدید
[ مِ سَلْ لَ ] (ع اِ) مسله. سوزن کلان. ج، مسلّات، مَسالّ. (منتهی الارب) (آنندراج). سوزن جوالدوزی. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). جوالدوز. (دهار) (زمخشری): مطارحه؛ مسله بر يکديگر افکندن. (تاج المصادر بيهقی). || ستون عظيم و مرتفع تراشيده از سنگ بهشکل سوزن که عمودی نصب کنند. - مسلهٔ فرعون؛ مسله که مصريان در زمان فراعنه ساختهاند. مصريان در زمانهای بسيار قديم ستونهای عظيم از سنگ تراشيده و بر روی آن وقايع مهم تاريخی را نقر ميکردهاند و اين ستونها را به عنوان زينت جلو در ورودی کاخهای سلاطين (فراعنه) و يا مقابر آنها قرار ميدادهاند. تعداد زيادی از اين ستونهای سنگی تا به حال بر اثر حفاريهای باستانشناسان در مصر در نواحی تبس۱ و هليوپوليس۲ و فيله۳کشف شده و تعدادی از آنها به رم، لندن و پاريس برده شده است. مسلهای که به پاريس برده شده توسط محمدعلی خديو مصر به لوئی فيليپ پادشاه فرانسه در سال 1836 م. تقديم شده که در ميدان کنکورد۴ پاريس نصب شده است. اين مسله 80/23 متر ارتفاع و 250 تن وزن دارد و بهشکل هرم مربعالقاعدهای است که بر روی يکی از سطوح جانبی آن نام رامسس دوم حک شده و بر روی سطح ديگری از آن نام رامسس سوم حک شده است. اين مسله در تبس در مدخل کاخ رامسس سوم قرار داشته است. لازم به توضيح است که نوشتههای روی اين مسله به خط هيروگليف۵ است. (از دائره المعارف کيه).
کلمات همقافیه با «مسله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر