معنی مسلميه
5 بازدید
[ مُ سَلْ لَ می یَ ] (ع ص نسبی) مُسلَّمه. رجوع به مسلّمه و مسلميات شود.[ مُ لِ می یَ ] (اِخ) از مذاهبی است که بوسيلهٔ اصحاب ابیمسلم صاحبالدعوهٔ معروف، به خراسان پديد آمد. مسلميه ابومسلم را امام دانند و گويند او زنده است. در آنگاه که منصور [ به خيانت ] ابومسلم را بکشت دعات و اصحاب نزديک او به نواحی بلاد گريختند. يکی از آنها اسحاق ترک است که به ماوراءالنهر شد و در آنجا برای خواندن مردم به ابیمسلم مقيم گشت و مدعی گرديد که ابومسلم به کوهستان ری محبوس است و پيروان او -نظير کيسانيه نسبت به محمدبن الحنفيه -گمان برند که او به روزی معلوم بيرون آيد، و اسحاق را از آن رو ترک گويند که زمانی او به بلاد ترک رفته و مردم را به ابیمسلم دعوت کرد. و صاحب کتاب اخبار ماوراءالنهر گويد که ابراهيمبن محمد که عالم امور مسلميه بود گفت: اسحاق از مردم ماوراءالنهر و امی بود و پريی مسخر خويش داشت که هرچه از او پرسيدندی فردا شب پاسخ گفتی. و اين اسحاق پس از مرگ ابومسلم مردم را بدين دين خواند و خود را پيامبر و فرستادهٔ زردشت میگفت و مدعی بود که زردشت زنده است و روزی بيرون آيد و دين خويش برپای دارد. بلخی گويد: پارهای مردم مسلميه را خرمدينيه نامند و گفت: شنيدم که نزد ما به بلخ در قريهای موسوم به حرساد از اين قوم جماعتی باشند که دين خويش پوشيده دارند. و بعضی گفتهاند که اسحاق ترک علوی و از اولاد يحيیبن زيدبن علی است. (از ابنالنديم از يادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به ابومسلم مروزی شود.[ مُ لِ می یَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بادوی بخش مرکزی شهرستان اهواز، واقع در 65هزارگزی جنوب شرقی اهواز. دشت، گرمسير، با100 تن سکنه از طايفهٔ زرگان و آب آن از چاه است. (از فرهنگ جغرافيايی ايران ج 6).
کلمات همقافیه با «مسلميه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «يه» برای سرودن شعر