معنی مسلمات
7 بازدید
[ مُ لِ ] (ع ص، اِ) جِ مُسلمه. (ناظم الاطباء). رجوع به مسلمه شود: برنخوانده خلق پنداری همی مسلمات و مؤمنات قائنات.ناصرخسرو.[ مُ سَلْ لَ ] (ع ص، اِ) جِ مسلّمه. (اصطلاح منطق) آن مقدمهها که چون خصم تسليم کند پس بروی به کار داری، خواهی حق يا مشهور يا مقبول باش و خواهی مباش. مسلمات مشهور يک تنند که خصم است و مشهور است مسلم جماعت مردم. (دانشنامهٔ علائی صص 53 -54). مشهورات و مسلمات مقدمهٔ قياس جدلیاند. (دانشنامهٔ علائی ص 55). نام مجموع سيزده صنف از شانزده صنف تصديقات مقدماتی يا مبادی قياسات. (از اساس الاقتباس ص 345 و صص 347-348). مقدماتی که مخاطب اعتراف به آن دارد هرچند مطابق با واقع نباشد و فرق آن با مشهورات آن است که در مشهورات اعتراف عامه معتبر است و در مسلمات تنها اعتراف مخاطب بسنده است. (يادداشت مرحوم دهخدا). قضايائی که صحت آنها را خصم معتقد و يا در علم ديگری مبرهن شده است. مسلميّات.
کلمات همقافیه با «مسلمات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر