معنی مسفری
6 بازدید
[ مَ فَ ] (اِخ) شهرکی است [ به خراسان ] از عمل مرو و کشت و برز آن بر آب رود مرو است. (حدود العالم). قريهٔ بزرگی است در طرف نواحی مرو از جهت خوارزم، از اين مکان به رمل ميروند و نام اوليهٔ آن هرمزفره بوده است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «مسفری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر