معنی مسفار
6 بازدید
[ مِ ] (ع ص) کثيرالاسفار. (اقرب الموارد). قلقال. کثيرالسفر. دائمالسفر. آن که دائما در سفر باشد. || شترمادهٔ قوی و توانا. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مسفار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر