معنی مسعودی رازی
6 بازدید
[ مَ یِ ] (اِخ)۱ از شعرای سلطان مسعود غزنوی بوده است. ابوالفضل بيهقی در تاريخ مسعودی در حوادث سنهٔ 430 هـ .ق. گويد: و امير [ مسعودبن محمود غزنوی ] رضی اللََّه عنه به جشن مهرگان نشست روز سهشنبه بيستوهفتم ذیالحجه بسيار هديه و نثار آوردند. شعرا را هيچ نفرمود و بر مسعود رازی خشم گرفت و او را به هندوستان فرستاد که گفتند او قصيدهای گفته است و سلطان را نصيحتها کرده (در تعريض به قبائل سلجوقيه) در آن قصيده، و اين دو بيت از آن قصيده است: مخالفان تو موران بدند مار شدند برآر زود ز موران مار گشته دمار مده زمانشان زين بيش و روزگار مبر که اژدها شود ار روزگار يابد مار. اين مسکين سختنيکو نصيحتی کرد هرچند فضول بود و شعرا را با ملوک اين نرسد. (حواشی محمد قزوينی بر چهارمقاله ص28 از لباب الالباب ج2 ص63 و تاريخ بيهقی ص601).
کلمات همقافیه با «مسعودی رازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر