معنی مسعوديان
6 بازدید
[ مَ ] (اِخ) قومی از شبانکارگان. (فارسنامهٔ ابنالبلخی چ اروپا ص167). ابنالبلخی در مورد ايشان چنين آورده است: قومی مجهولاند بیاصل و ايشان را فضلويه برکشيد و قلعهٔ سهاره بديشان داد و رکنالدوله خمارتکين اقطاعی اندک داده بود ايشان را و دو پسر را از آن شاهنشاه ری که او را مجدالدوله گفتندی، به اول عهد جلالی به فيروزآباد فرستاده بودند و آن جايگه به اقطاع بديشان داده و اميرويه مسعودی که مقدم ايشان بود اين دو پسر را بکشت و فيروزآباد به دست گرفت بعد از عهد جلالی و قومی شدند و پس بيشترين اعمال شاپور خوره به دست گرفت و قوی شد و پس از آن به روزگار ابوسعد کازرون تاختن برد و اميرويه را بکشت به شبيخون، و پسری داشت وشتاسفنام و بهجانب حسويه پيوست و فيروزآباد بر وی مقرر داشت و چون اتابک چاولی به پارس آمد همگان را قمع کرد و از معروفان ايشان سياه ميل مانده است و تنی چند دو (کذا) از پسران ابوالهيج و ديگر اتباعاند. (فارسنامهٔ ابنالبلخی چ اروپا ص 167).
کلمات همقافیه با «مسعوديان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر