معنی مسعدة
6 بازدید
[ مَ عَ دَ ] (اِخ) رجوع به ابومعاویه شود.[ مَ عَ دَ ] (اِخ) رجوع به ابوالیسع شود.[ مَ عَ دَ ] (اِخ) ابوعمرو عبدالجباربن عدی. کاتب منصور و یکی از بلغای عشرهٔ نامی زبان عرب. او راست: کتاب الادب. (از الفهرست ابن الندیم).
کلمات همقافیه با «مسعدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر