معنی مسطری
6 بازدید
[ مِ طَ ] (حامص) مسطر بودن. حالت مسطر داشتن. راستی. استقامت : مستقیم احوال شو تا خصم سرگردان شود بس که پرگاری کند او چون تو کردی مسطری. انوری. هیکل خاک را ز نو حرز نویسد آسمان در حرکات از آن کند جدول جوی مسطری. خاقانی. و رجوع به مسطر شود.
کلمات همقافیه با «مسطری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر