معنی مسطره
7 بازدید
[ مِ طَ رَ ] (ع اِ) مسطرة. خطکش. ستاره. مسطر: آن را کن آفرین که چنین قصرت آفرید بی خشت و چوب و رشته و پرگار و مسطره. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «مسطره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر