معنی مسرت
8 بازدید
[ مَ سَ رْ رَ ] (ع اِمص) مسرة. سرور. شادمانی. شادی. خرمی. خوشی. انبساط. فرح. خوشحالی. سراء: مرا در دوستی تو چندان مسرت و ابتهاج حاصل است که هیچ چیز در موازنهٔ آن نیاید. (کلیله و دمنه). و رجوع به مسرة شود.
کلمات همقافیه با «مسرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر