معنی مسرة
5 بازدید
[ مَ سَ رْ رَ ] (ع مص) سرور. (منتهی الارب). شاد کردن کسی را. (از اقرب الموارد). شادمانه کردن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (دهار). مسرت. و رجوع به سرور و مسرت شود. || (اِمص) شادمانی و شادی. (دهار).[ مَ سَ رْ رَ ] (ع اِ) اطراف ریاحین. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ج، مَسارّ. (اقرب الموارد).[ مِ سَ رْ رَ ] (ع اِ) آلت راز، و آن ماشور باشد یک سر آن در دهان گوینده و یک سر آن در گوش شنونده. (منتهی الارب) (از صراح). آلتی است توخالی چون طومار که در آن راز گویند. (از اقرب الموارد). این کلمه را بجای تلفن می توان به کار برد. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مسرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر