معنی مسخرگان
8 بازدید
[ مَ خَ رَ / رِ ] (اِ) جِ مسخره. رجوع به مسخره شود: عنصری را هزار درم دادند و مطربان و مسخرگان را سی هزار درم. (تاریخ بیهقی ص ۲۷۶). زبان به قدح و طعن خلیفه دراز کردند که او دوست مطربان و مسخرگان است. (رشیدی). بفرمود تا همهٔ مطربان و مسخرگان و هزالان... از سرای خلافت بیرون کنند. (مجمل التواریخ و القصص).
کلمات همقافیه با «مسخرگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر