معنی مسحورة
4 بازدید
[ مَ رَ ] (ع ص) تأنیث مسحور. رجوع به مسحور و سحر شود. || عنز مسحورة؛ کم شیر. || أرض مسحورة، که در آن گیاه نباشد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مسحورة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر