معنی مسحنفر
5 بازدید
[ مُ حَ فِ ] (ع ص) نعت فاعلی از اسحنفار. رجوع به اسحنفار شود. || شهر فراخ و واسع. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || مرد دانا و پرگوی. (منتهی الارب). رجل حاذق. (اقرب الموارد). || راه راست و مستقیم. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مسحنفر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر