معنی مسحنة
7 بازدید
[ مِ حَ نَ ] (ع اِ) سنگ بوی خوش سای. (منتهی الارب). صلاءة و سنگی که طیب را بر آن سایند. (از اقرب الموارد). || تیشهٔ سنگ شکن. (منتهی الارب). || آنچه سنگ را بدان شکنند. ج، مَساحِن. (اقرب الموارد).[ مُ حِ نَ ] (ع ص) تأنیث مسحن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به مسحن شود.
کلمات همقافیه با «مسحنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر