معنی مسحقونیا
4 بازدید
[ مَ حَ ] (معرب، اِ) به لغت یونانی کف آبگینه را گویند و آن آبی باشد که مانند کف بر روی آبگینه پیدا گردد و آن را به عربی زبدالقواریر و ماءالزجاج خوانند. (از برهان). کفک آبگینه را گویند و پاره های او را هیئت پهن بود و زود شکسته شود، و آن چیزی است که چون جوهر آبگینه پخته شود و بر سر او به شبه پوده سیاه چیزی بایستد. قوت او چون قوت آبگینه باشد بلکه الطف و ازید از او بود. (تذکرهٔ ضریر انطاکی). شامل کف شیشه ای است که بعد از گداز شیشه بر روی آن مانند شیشهٔ رقیقی ظاهر می شود و شامل احجار مطبوخه است که شیشه و سنگ سرمه و اقلیمیا و راسخست را سائیده و تسقیه به آب آهک و آب قلی نموده که بجوشانند. (از مخزن الادویه). کفکی که بر شیشهٔ مذاب افتد، و بعضی گفته اند زجاج شامی است. (یادداشت مرحوم دهخدا). مسجوقونیا. مسحوقونیا. مسحوقینا.
کلمات همقافیه با «مسحقونیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر