معنی مستوبد
3 بازدید
[ مُ تَ بِ ] (ع ص) نادان و جاهل نسبت به مکان. || بدحال. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مستوبد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر