معنی مستنظر
6 بازدید
[ مُ تَ ظِ ] (ع ص) مهلت خواهنده و آنکه مهلت می خواهد. (ناظم الاطباء). || درخواست کنندهٔ «نظرة» از کسی. (از اقرب الموارد). رجوع به نظرة شود. || منتظرشونده کسی را. (از اقرب الموارد). رجوع به استنظار شود.[ مُ تَ ظَ ] (ع اِ) جایگاه نظاره کردن : اندیشه نردبان کند از وهم و برشود از منظر سپهر به مستنظر سخاش.خاقانی.
کلمات همقافیه با «مستنظر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظر» برای سرودن شعر