معنی مستنطق
6 بازدید
[ مُ تَ طِ ] (ع ص) بازپرس. استنطاق کننده. || گویا گرداننده. (آنندراج). خداوند تبارک و تعالی که گویا می گرداند. (ناظم الاطباء). || آنکه سخن گفتن می خواهد از دیگری. (از اقرب الموارد). || با هم مکالمه کننده. (ناظم الاطباء). رجوع به استنطاق شود.[ مُ تَ طَ ] (ع ص) آنکه از او پرسند. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به استنطاق شود.
کلمات همقافیه با «مستنطق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طق» برای سرودن شعر