معنی مستنصر باللََّه

معنی مستنصر باللََّه

8 بازدید
[ مُ تَ صِ رُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) احمدبن ابراهیم بن علی، مکنی به ابوالعباس، از امرای مرینی در مغرب. او به سال ۷۵۷ هـ . ق. متولد شد و به سال ۷۷۶ با وی بیعت شد و تا سال ۷۸۶ حکومت را در دست داشت. در این سال بازداشت شد و در سال ۷۸۹ دیگر بار با وی بیعت شد و تا ۷۹۶ هـ . ق. حکومت را بدست داشت لذا او را ملقب به ذی الدولتین کرده اند. (از الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۸۴).
[ مُ تَ صِ رُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) ابراهیم بن احمدبن ابی بکر، مکنی به ابواسحاق، چهاردهمین تن از بنی حفص در مغرب. رجوع به ابواسحاق حفصی شود.
[ مُ تَ صِ رُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) احمدبن محمدبن ناصر، مکنی به ابوالقاسم، نخستین خلیفهٔ عباسی در مصر. او سه سال پس از انقراض سلسلهٔ عباسیان در عراق وارد مصر شد. و در سال ۶۵۹ هـ . ق. الملک الظاهر بیبرس بندقداری با او به خلافت بیعت کرد و لقب المستنصر به وی داد و در حقیقت وی بظاهر خلیفه بود و کار حکومت را در دست نداشت. الظاهر پس از اندکی او را با سپاهی روانهٔ بغداد کرد تا آنجا را از مغولان بازستاند ولی در این جنگ کشته شد (سال ۶۶۰). او را سی و هشتمین خلیفهٔ عباسی نیز بشمار آرند. (از الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۲۱۱).
[ مُ تَ صِ رُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) احمدبن عبدالملک بن احمدبن هود جذامی، از ملوک آل هود در اندلس. وی به سال ۵۱۳ هـ . ق. بعد از پدرش عبدالملک حاکم سرقسطه شد و با الفونس هفتم درگیریهای شدیدی داشت و به سال ۵۳۶ در طلیطله درگذشت. (از الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۵۷).
[ مُ تَ صِ رُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) حسن بن یحیی بن علی بن حمود، از خلفای حمودی در اندلس. نخست امیر سبته بود و به سال ۴۳۱ هـ . ق. بعد از درگذشت عمش با وی بیعت شد و در سال ۴۳۴ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی ج ۲ ص ۲۴۱).
[ مُ تَ صِ رُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) حکم بن عبدالرحمان بن محمدبن عبداللََّه. نهمین خلیفهٔ اموی در اندلس. رجوع به حکم المستنصر شود.
[ مُ تَ صِ رُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) عبداللََّه بن احمدبن ابراهیم مکنی به ابوعامر، از ملوک بنی مرین در مغرب. در اوایل سال ۷۹۹ هـ . ق. بعد از درگذشت برادرش عبدالعزیز با وی بیعت شد و اندکی بعد به سال ۸۰۰ درگذشت. (از الاعلام زرکلی ج ۴ ص ۱۹۳).
[ مُ تَ صِ رُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) عمربن یحیی بن عبدالواحد حفصی هنتاتی، مکنی به ابوحفص و مشهور به المستنصر ثانی، از ملوک حفصی در تونس. رجوع به عمر حفصی شود.
[ مُ تَ صِ رُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) عبدالعزیزبن احمدبن ابراهیم مکنی به ابوفارس و مشهور به المستنصر ثانی، از ملوک مرینی در مغرب اقصی. به سال ۷۹۶ هـ . ق. بعد از درگذشت پدرش المستنصر اول با وی بیعت شد و در سال ۷۹۹ هـ . ق. در فاس درگذشت. (از الاعلام زرکلی ج ۴ ص ۱۳۷).
[ مُ تَ صِ رُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) محمدبن یحیی بن عبدالواحدبن ابی حفص هنتاتی، مکنی به ابوعبداللََّه و مشهور به المستنصر اول، از ملوک حفصی در تونس. به سال ۶۲۵ هـ . ق. متولد شد و در سال ۶۴۷ بعد از درگذشت پدرش با وی بیعت شد و در سال ۶۵۷ اهالی مکه نیز با وی بیعت کردند. لوئی نهم پادشاه فرانسه با او از در جنگ درآمد و پس از زد و خوردهای سخت، المستنصر بر او پیروز گشت. وی به سال ۶۷۵ هـ . ق. در تونس درگذشت. (از الاعلام زرکلی ج ۸ ص ۸).
[ مُ تَ صِ رُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) محمدبن یحیی بن محمد (المستنصر الاول)، مکنی به ابوعصیدة و مشهور به المستنصر ثالث، از ملوک حفصی در تونس. بعد از مرگ المستنصر ثانی به سال ۶۹۴ هـ . ق. با وی بیعت شد و در سال ۷۰۹ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی ج ۸ ص ۸).
[ مُ تَ صِ رُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) محمدبن علی بن حاکم بامراللََّه مکنی به ابوتمیم، هشتمین از خلفای فاطمی در مصر. به سال ۴۲۰ هـ . ق. در این سرزمین متولد شد و در سال ۴۲۷ بعد از درگذشت پدرش با وی بیعت کردند و وی در این هنگام طفلی بود و کارهای مملکت نخست بدست ابوالقاسم علی بن احمد جرجرائی بود سپس بدست مادر المستنصر افتاد و در عهد او اوضاع مملکت مغشوش گشت و مدت هفت سال قحطی و گرسنگی شدیدی پدید آمد بطوری که یک قرص نان را به بهای پنجاه دینار خرید و فروش می کردند. المستنصر به سال ۴۸۷ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی ج ۸ ص ۱۸۰). و هم او بود که ناصرخسرو علوی حجت جزیرهٔ خراسان از او در اشعار خود بعنوان امام اسماعیلیه فراوان یاد می کند: مستنصرباللََّه که از فضل خدایست موجود و مجسم شده در عالم فانیش. رجوع به ابوتمیم شود.
[ مُ تَ صِ رُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) منصوربن محمدبن المستضی ء، سی و ششمین خلیفهٔ عباسی در بغداد. به سال ۵۸۸ هـ . ق. متولد شد و در سال ۶۲۳ بعد از وفات پدرش با وی بیعت شد. وی شخصی دوراندیش و عادل بود و مدرسهٔ مستنصریهٔ بغداد از بناهای اوست. در عهد المستنصر مغولان بسیاری از شهرها را تسخیر کردند و بغداد را نیز میخواستند تصرف کنند ولی از آنجا رانده شدند. المستنصر به سال ۶۴۰ هـ . ق. در بغداد درگذشت. (از الاعلام زرکلی ج ۸ ص ۲۴).

کلمات هم‌قافیه با «مستنصر باللََّه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «َه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید