معنی مستنجد
6 بازدید
[ مُ تَ جِ ] (اِخ) المستنجدباللََّه از خلفای بنی عباس (۵۵۵ -۵۶۶ هـ . ق): چو آسمان ورق عهد مقتفی بنوشت برآمد آیت مستنجد از صحیفهٔ حال. خاقانی. رجوع به مستنجد باللََّه شود.[ مُ تَ جِ ] (ع ص) آنکه پس از ضعف توانا شده باشد. || یاری خواهنده و یاری طلب و مستعین. (از اقرب الموارد). رجوع به استنجاد شود.
کلمات همقافیه با «مستنجد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جد» برای سرودن شعر