معنی مستمندانه
6 بازدید
[ مُ مَ نَ / نِ ] (ص نسبی، ق مرکب) فقیرانه و نیازمندانه. هر چیز منسوب به فقر و پریشانی و تنگدستی. (ناظم الاطباء). رجوع به مستمند شود.
کلمات همقافیه با «مستمندانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر