معنی مستمراً
6 بازدید
[ مُ تَ مِ رْ رَنْ ] (ع ق) به طور مستمر. در حال استمرار. اتصالاً. استمراراً. دائماً. پیوسته. همیشه. و رجوع به مستمر و استمرار شود.
کلمات همقافیه با «مستمراً»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اً» برای سرودن شعر