معنی مستقیمة
4 بازدید
[ مُ تَ مَ ] (ع ص) تأنیث مستقیم. رجوع به مستقیم و استقامة شود. - مستقیمةالاضلاع؛ سطحی که کناره های وی راست و برابر باشد. (ناظم الاطباء). - زاویهٔ مستقیمة؛ زاویهٔ راست.
کلمات همقافیه با «مستقیمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر