معنی مستفیق
5 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از استفاقة. مرد بسیارخواب. (منتهی الارب). || بیمار که از بیماری به شده باشد. || خفته که بیدار شده باشد. || شخص مست که بهوش آمده باشد. || غافل که از غفلت خود بیدار شده باشد. (از اقرب الموارد). و رجوع به استفاقة شود.
کلمات همقافیه با «مستفیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر