معنی مستغلات
6 بازدید
[ مُ تَ غَ لْ لا ] (ع ص، اِ) جِ مستغل. آنچه از محصول زمین و از قبیل آن بدست آید. (اقرب الموارد). برای اطلاع بر کیفیت مستغلات از نظر مالیاتی رجوع به تاریخ تمدن جرجی زیدان ج ۲ ص ۹۴ شود. || هر ملک غله خیز. (ناظم الاطباء): [ گورخانهٔ یوسف(ع) را ] اوقاف بسیار باشد از دیه ها و مستغلات در بیت المقدس. (سفرنامهٔ ناصرخسرو ص ۶۰). دانم که عشر و خمس این غلات و نزل و ربع این مستغلات به دواوین سلاطین نمیدهی. (سندبادنامه ص ۱۶۶). و ضامن مستغلات را که دخل میرسد و به مشروط وفا نکرده است در استیفای مضمون سخت نگیرد. (مجالس سعدی ص ۲۳). شغل مشارالیه [ وزیر سرکار ] نسق املاک و زراعات و آبادی باغات و مستغلات و طواحین و قنوات است. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۴۴ و ۴۶ و ۵۰). از برای مستغلات سرکار خاصهٔ شریفه ضابط و مستأجر بهم رسانید. (تذکرةالملوک ص ۴۵). - مستغلات دیوانی؛ مستغلات متعلق به بیت المال و مملکت. در مقابل مستغلات خاصه : شغل مشارالیه [ ضابطه نویس ] آن است که محصولات و مستغلات دیوانی تمام ممالک محروسه و وجوه راهداری... (تذکرةالملوک ص ۴۱). || انبار غله. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مستغلات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر