معنی مستغل
5 بازدید
[ مُ تَ غِ ل ل ] (ع ص) نعت فاعلی از استغلال. غله آوردن خواهنده. || مزدوری گیرنده کسی را و او را بر کشانیدن غله دارنده. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || گیرندهٔ غله از مستغلات. (اقرب الموارد). رجوع به استغلال شود.[ مُ تَ غَ ل ل ] (ع ص، اِ) نعت مفعولی و اسم مکان از استغلال. ملک و جایی که غله خیز باشد و غله در آن حاصل گردد. (ناظم الاطباء). آنچه از آن غله خیزد. جایی که غله دهد. ج، مستغلات. (دهار):
کلمات همقافیه با «مستغل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غل» برای سرودن شعر