معنی مستعمرة
7 بازدید
[ مُ تَ مَ رَ ] (ع ص، اِ) مستعمره. تأنیث مستعمر. استعمارشده. تحت استعمار. رجوع به استعمار شود.
کلمات همقافیه با «مستعمرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر