معنی مستعقب
5 بازدید
[ مُ تَ قِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استعقاب. عورت و شکوخه خواهنده از کسی. (منتهی الارب). عورت یا لغزش کسی را خواهنده. (اقرب الموارد). || پیروی کننده. (ناظم الاطباء). رجوع به استعقاب شود.[ مُ تَ قَ ] (ع ص) نعت مفعولی از استعقاب. کسی یا چیزی که پیروی شده باشد. (ناظم الاطباء). دنبال شده. بدنبال شده. رجوع به استعقاب شود.[ مُ تَ قِ ] (ع ص) پیرو. دنبال کننده : هر آنچه بغایت رسد ناچار نهایت مستعقب آن شود. (مرزبان نامه). شدت مستلزم فرج است و عسر مستعقب یسر. (تجارب السلف).
کلمات همقافیه با «مستعقب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قب» برای سرودن شعر