معنی مستعقب

معنی مستعقب

5 بازدید
[ مُ تَ قِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استعقاب. عورت و شکوخه خواهنده از کسی. (منتهی الارب). عورت یا لغزش کسی را خواهنده. (اقرب الموارد). || پیروی کننده. (ناظم الاطباء). رجوع به استعقاب شود.
[ مُ تَ قَ ] (ع ص) نعت مفعولی از استعقاب. کسی یا چیزی که پیروی شده باشد. (ناظم الاطباء). دنبال شده. بدنبال شده. رجوع به استعقاب شود.
[ مُ تَ قِ ] (ع ص) پیرو. دنبال کننده : هر آنچه بغایت رسد ناچار نهایت مستعقب آن شود. (مرزبان نامه). شدت مستلزم فرج است و عسر مستعقب یسر. (تجارب السلف).

کلمات هم‌قافیه با «مستعقب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید