معنی مستعفی
5 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از استعفاء. استعفادهنده. استعفا داده. برکناری خواه از شغلی. - مستعفی شدن؛ استعفا دادن. رجوع به استعفاء شود.
کلمات همقافیه با «مستعفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر