معنی مستعرب
2 بازدید
[ مُ تَ رِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استعراب. فحش گوینده و سخن زشت آورنده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || ماده گاو گشن خواهنده. (منتهی الارب). || داخل شونده بین عرب. (اقرب الموارد). کسی که شبیه به تازیان شود. (ناظم الاطباء). متعرب. و رجوع به استعراب و مستعربة شود: یکی را پرسیدند از مستعربان که ماتقول فی الأمارد؟ (گلستان).
کلمات همقافیه با «مستعرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر