معنی مستعبد
5 بازدید
[ مُ تَ بِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استعباد. به بندگی گیرنده. (اقرب الموارد). رجوع به استعباد شود.[ مُ تَ بَ ] (ع ص) نعت مفعولی از استعباد. به بندگی گرفته شده. (اقرب الموارد). || (اِ) عبادتگاه : سلطان یک خانه از برای مستعبد خویش ترتیب فرمود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۲۱). و رجوع به استعباد شود.
کلمات همقافیه با «مستعبد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر