معنی مستسمن
3 بازدید
[ مُ تَ مِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استسمان. فربه شمرنده. (منتهی الارب). فربه و سمین پندارنده کسی را. (اقرب الموارد). || فربه خواهنده کسی را. (منتهی الارب). آنکه فربه و سمین را می خواهد. (اقرب الموارد). || روغن و سمن خواهنده. (منتهی الارب). رجوع به استسمان شود.
کلمات همقافیه با «مستسمن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «من» برای سرودن شعر