معنی مستذم
5 بازدید
[ مُ تَ ذِم م ] (ع ص) نعت فاعلی از استذمام. آنکه کاری می کند که سزاوار نکوهش می گردد. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به استذمام شود.[ مُ تَ مِنْ ] (ع ص) مستذمی. رجوع به مستذمی شود.
کلمات همقافیه با «مستذم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذم» برای سرودن شعر