معنی مستذل
5 بازدید
[ مُ تَ ذِل ل ] (ع ص) نعت فاعلی از استذلال. خوار و ذلیل دارنده کسی را. (اقرب الموارد). || خوار پندارنده. (آنندراج). کسی که دیگری را خوار می بیند. (اقرب الموارد). رجوع به استذلال شود.[ مُ تَ ذَل ل ] (ع ص) نعت مفعولی از استذلال. خوار و ذلیل داشته شده. (غیاث) (اقرب الموارد). ذلیل شمرده شده. رجوع به استذلال شود: کارهای زمانه میل به ادبار دارد... و نیکمردان رنجور و مستذل و شِرّیران فارغ و محترم. (کلیله چ مینوی ص ۵۵ و ۵۶).
کلمات همقافیه با «مستذل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذل» برای سرودن شعر