معنی مستحم
5 بازدید
[ مُ تَ حَ م م ] (ع اِ) اسم مکان از استحمام. جای غسل کردن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). جای استحمام. آنجا که سر و تن شویند. رجوع به استحمام شود. || مبرز: فقیهی (فقیری) در مستحم تیز بلند میدادی. (هزلیات سعدی).
کلمات همقافیه با «مستحم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حم» برای سرودن شعر