معنی مستحلی
6 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از استحلاء. شیرین یابنده. رجوع به استحلاء شود.[ مُ تَ حِ لْ لی ] (حامص) حاصل مصدر از مستحل. حالت و چگونگی مستحل : چونکه ندارد همیت باز کنون حلیت پیری ز جهل و مستحلی. ناصرخسرو (چ دانشگاه ص ۲۸۷). رجوع به مستحل شود.
کلمات همقافیه با «مستحلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر