معنی مسبر
4 بازدید
[ مَ بَ ] (ع اِ) محل آزمایش و اختبار و آگاهی از چیزی. (منتهی الارب). || آنچه از علامت و نشان شناخته شود: حمدت مسبره و مخبره. (اقرب الموارد).[ مِ بَ ] (ع اِ) مسبار. میل جراحت. (اقرب الموارد). رجوع به مسبار شود.
کلمات همقافیه با «مسبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر