معنی مساوم
4 بازدید
[ مُ وِ ] (ع ص) نعت فاعلی از مساومة. آنکه متاعی را زیاده از آنچه دیگری خریده است میخرد. (ناظم الاطباء). رجوع به مساومة شود.
کلمات همقافیه با «مساوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر